محمد احصایی، یك حرفهای به تمام معناست. حرفهایها كم سخن میگویند و بیشتر كار
میكنند. اصلا انگار ماهیچه های بخش فك و دهان آدمهایی مثل او این طور تغییر یافتهاند كه
بیشتر سكوت كنند تا اینكه درباره كارهایشان حرف بزنند و صد البته تبلیغ كنند.
در یك كلام، احصایی نقاش خوشنویسی است كه خواسته تا ایسمهای نامفهوم چسبیده به
پسوند و پیشوند نقاش معاصر ایرانی را یكجا پاككن هنری بكشد و كوتاهترین جمله بشود: آقای نقاش ایرانی.
آنهایی كه احصایی را از نزدیك میشناسند، میدانند از چه سخن میگویم... نه اهل
كافهنشینی و مدرن بازیهای اهالی هنر امروز ایران است و نه خلسههای بیهنری
هنرمندانه ایشان. یك هنرمند است و قبل از آنكه هنرمند باشد خود را ایرانی میداند و شاید
همین ویژگی شده است، دلیل رجحان او در میان نقاشان دیگر.
خوشنویسی - خط را آن طور درك كرده است كه یك منتقد بزرگ جایی درباره آثارش گفته
است او طلایهدار هنر جدید در جهان معاصر به شمار میرود.
بار دیگر ركوردار حراج كریستی دبی شد تا در این ستون، به عنوان چهره روز ما معرفی شود و
شاید این مجال، بشود تولد دوباره او به عنوان حرفهایترین نقاش ایرانی در مجامع ینالمللی.
یك اثر از او در میان هنرمندانی از سراسر دنیا به مبلغ ۴۸۲ هزار و ۵۰۰ دلار، به فروش رسید تا
او شود گرانترین نقاش این حراج. در این حراج آثار نزدیك به ۳۰ هنرمند دیگر ایرانی نیز عرضه
شده بود كه هر یك به قیمتی فروخته شدند، یكی بالاتر یكی پایینتر اما شاید پرسش
اساسی در این میان آن باشد كه راستی چرا آثار ایرانی باید در كشوری دیگر چوب حراج
بخورند و در كشور خود، مهجور نگاه داخلیها.
آقای احصایی از تو متشكریم كه باعث سربلندی ما در كشور امارات شدی! كشوری كه با
سابقه اندك تاسیس و هنرمندان اندكترش، كمكم با برنامهریزی درست مسوولان فرهنگی و
هنریاش تبدیل به قطب هنر خاورمیانه میشود و ما كماكان باید در كشورمان منتظر این
باشیم كه راستی بودجه نیم درصدی خرید آثار هنری از نقاشان چه زمانی از سوی دولت
پیگیری میشود.
خدا نیاورد روزی را كه هنرمندان كشورمان نیز مثل فوتبالیستهایمان اماراتی شوند و در
كسوتی دیگر به خاطر پول بیشتر گل و مرغ بكشند برای هتلهای چند ستاره و بیستاره
شیوخ عرب.
راستی این موضوع هیچ چیز از هنرمندی احصایی و هنرمندان دیگر شركتكننده در این حراجی كم نمیكند.....





