قلم![]()
![]()
![]()
قلم توتم من است او نمی گذارد که فراموش کنم که فراموش
شوم که با شب خوکنم,که ازآفتاب نگویم,که دیروزم را از
یادببرم,که فردا رابیاد نیاورم که از"انتظار"چشم پوشم,که تسلیم
شوم,نومیدشوم,به خوشبختی رو کنم,به تسلیم خوکنم که!!!
قلم توتم من است,توتم ما است,به قلمم سوگند,به خون
سیاهی که از حلقومش میچکد سوگند,به رشحه خونی که از
زبانش میتراود سوگند,به ضجه های دردی که از سینه اش بر
می آیدسوگند..........که توتم مقدسم را نمی فروشم,
نمی کشم,گوشت وخونش را نمی خورم,بدست زورش تسلیم
نمی کنم,به کیسه زرش نمی بخشم,به سرانگشت تزویرش
نمی سپارم,دستم را قلم میکنم و قلمم را از دست
نمی گذارم,چشمهایم را کورمیکنم,گوشهایم را کر میکنم,پاهایم
رامیشکنم,انگشتانم را بندبندمی برم,سینه ام رامیشکافم,قلبم
را میکشم,حتی زبانم رامیبرم و لبم را می دوزم .........اما قلمم
را به بیگانه نمی دهم
قلم توتم من است,امانت روح القدوس من است,ودیعه مریم پاک
من است,صلیب مقدس من است,دروفای او اسیرقیصر
نمیشوم,زر خریدیهود نمی شوم .اما بگذاربر قامت بلند و راستین
واستوارقلمم صلیبم کشند,به چهارمیخم کوبند,تا اوکه استوانه
حیاتم بوده است صلیب مرگم شود,شاهد رسالتم گردد,گواه
شهادتم باشد,تا خدا ببیندکه به نا مجویی بر قلمم بالانرفته ام تا
خلق بداند که به کامجویی بر سفره گوشت حرام توتم
ننشسته ام,تا زوربداندکه امانت خدا را فرعونیان نمیتوانند از من
گرفت,ودیعه عشق را قارونیان نمی توانندازمن خریدو
یادگاررسالت را بلعمیان نمی تواننداز من ربود.........
هرکسی را قبیله ای راتوتمی است,توتم قبیله من قلم است.
قلم زبان خداست,قلم امانت آدم است,قلم ودیعه عشق است.
منبع:نگاهی به ترکیب در نستعلیق اثراستاد امیر فلسفی

