تبليغاتX
سکوت سحر

قلم

قلم توتم من است او نمی گذارد که فراموش کنم که فراموش

 شوم که با شب خوکنم,که ازآفتاب نگویم,که دیروزم را از

یادببرم,که فردا رابیاد نیاورم که از"انتظار"چشم پوشم,که تسلیم

 شوم,نومیدشوم,به خوشبختی رو کنم,به تسلیم خوکنم که!!!

قلم توتم من است,توتم ما است,به قلمم سوگند,به خون

سیاهی که از حلقومش میچکد سوگند,به رشحه خونی که از

زبانش میتراود سوگند,به ضجه های دردی که از سینه اش بر

 می آیدسوگند..........که توتم مقدسم را نمی فروشم,

نمی کشم,گوشت وخونش را نمی خورم,بدست زورش تسلیم

 نمی کنم,به کیسه زرش نمی بخشم,به سرانگشت تزویرش

نمی سپارم,دستم را قلم میکنم و قلمم را از دست

نمی گذارم,چشمهایم را کورمیکنم,گوشهایم را کر میکنم,پاهایم

 رامیشکنم,انگشتانم را بندبندمی برم,سینه ام رامیشکافم,قلبم

 را میکشم,حتی زبانم رامیبرم و لبم را می دوزم .........اما قلمم

 را به بیگانه نمی دهم

قلم توتم من است,امانت روح القدوس من است,ودیعه مریم پاک

 من است,صلیب مقدس من است,دروفای او اسیرقیصر

نمیشوم,زر خریدیهود نمی شوم .اما بگذاربر قامت بلند و راستین

 واستوارقلمم صلیبم کشند,به چهارمیخم کوبند,تا اوکه استوانه

حیاتم بوده است صلیب مرگم شود,شاهد رسالتم گردد,گواه

شهادتم باشد,تا خدا ببیندکه به نا مجویی بر قلمم بالانرفته ام تا

خلق بداند که به کامجویی بر سفره گوشت حرام توتم

ننشسته ام,تا زوربداندکه امانت خدا را فرعونیان نمیتوانند از من

 گرفت,ودیعه عشق را قارونیان نمی توانندازمن خریدو

یادگاررسالت را بلعمیان نمی تواننداز من ربود.........

هرکسی را قبیله ای راتوتمی است,توتم قبیله من قلم است.

قلم زبان خداست,قلم امانت آدم است,قلم ودیعه عشق است.

منبع:نگاهی به ترکیب در نستعلیق اثراستاد امیر فلسفی

 

 

+ نوشته شده توسط سمانه در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 و ساعت 9:12 |

با سلام خدمت همه دوستان خوب وگلم 

دیروزکه رفته بودم کلاس انجمن خوشنویسان استادم یه کتاب به اسم تعلیم خط(تآلیف حبیب الله

 فضایلی)بهم داد برا مطالعه وپیشرفت در کارم. کتاب خیلی عالی وپر از نکته های زیبا وگرانقدری

 بود.خلاف ظاهرش که خیلی بزرگ وقطوره وهمه از این کتابها وحشت دارن .دیشب یه مقدار ازاین

 کتابو خوندم هر چی جلوتر میرفتم بیشتر ذوق میکردم وبه دلم می نشست تو این کتاب نکته های

 زیبایی از بزرگان نوشته شده بود که حیفم اومد اونا رو تو این پست جدیدم نزارم.تو قسمت تعریف

 واهمیت خط نوشته بود:

خط عقال, عقل است

قلم علت فاعله,مدادعلت عنصریه وخط علت صوریه است.

بزرگمهر گفته است:خط کالبد معنی است وهر گاه که در آن اشتیاهی افتاد ادراک معانی ممکن

 نگردد.

جاحظ گوید:خط زبان دست وسفیر دل وودیعه گاه اسرارودریافتگاه اخبار ونگاهبان آثار است.

یه جمله از ابراهیم بن محمدشیبانی هم نوشته شده بود که واقعآ دلچسب وزیبا بود این بود که:

خط زبان دست,شادی دل,سفیر خرد,جای نشین اندیشه,سلاح دانایی,آرامش دوستان به

وقت جدای,گفتگویشان ازدور,و ودیعه گاه راز و اداره اموراست0

یه شعر ازسلطانعلی مشهدی نوشته شده بود که خیلی زیاد بود ولی من چند بیت مهم شو براتون انتخاب کردم:

 داندآنکس که آشنای دل است*که صفای خط ازصفای دل است

خط نوشتن شعار پاکان است*هرزه گشتن نه کار پاکان است

بسیاری از کسان در فن خط وتعلیم آن تحمل رنج ومشقت وصرف وقت کرده اند

وخطاط نشده اندوعده ای هم به اندک تعلیم ومشق بهره یافته اند و این امر بستگی به قابلیت

استعداد دارد که استاد بصیر این قابلیت را دراول نظر شاگردان خود مینگرد واز کمال وآراستگی

انان حدود پیشرفت آنان را بررسی میکند ومیسنجد.که چه خوب گفته اند:

((تا که از مخزن توفیق عطایی نرسد*سعی سودی ندهد جهد بجایی نرسد))

 

+ نوشته شده توسط سمانه در چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت 15:36 |